ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

64

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

نقش كرده است ، نزديك ديهى كه آن را بسطام خوانند ، و بسطام گستهم بود ، خال خسرو . و در پيروزنامه چنان خواندم كه اين صنعتها به سنگ بر كيطوس كرد ، پسر سنمار رومى ، آنكه سدير و خورنق كرده است . و فرهاد سپهبد فرمودش با استادان ديگر . و چون بپرداخت به فرمان خسرو بدان سرچشمه ايوان بود ، و قصرى بالاى اين صفّه‌ى سنگين ، كه هنوز بجايست ، و شاه آنجا شراب خورد با بزرگان و سپاهان ، به فرهاد داد ، و آنجا صفت پرويز و شبديز و شيرين و موبد و شكارگاه همه بجايست ، نگاشته بر سنگى . و نهصد پيل بودش بر درگاه ، و در جمله پيلى كه آن را كذيزاد خواندندى ؛ كه به ايران زاده بود و اين از عجايب بود ، ايدر پيل هرگز زه نكرده است ، چنان كه به روم شير ، و به چين گربه و به هندوستان اسب - و اين از خاصّيّت است . و دوازده هزار اشتر باركش بودش ، و در پيروزنامه گفته است - و اللّه أعلم - كه قيمت آنچه هر روز خسرو بخوردى دوازده هزار درم بود و يك لون بودى . از جهت آنكه جوهرى قيمتى كوفته و دران حلّ كردندى موافق طبع او ، و علّتى را شايسته كه بودش . و ازان پس شصت رطل شراب سورى بازخوردى . و به وقت بايست در شبانه‌روزى شصت‌بار مباشرت كردى ، و همچنين هر روز بيرون از ذريره‌ها و غاليه‌ها ، شصت رطل مشك وظيفه بودش ؛ از جمله بيست رطل خوردنى و شراب خاصه نديمان را ، و بيست رطل از بهر بيت الشّراب و فرّاشخانه ، و شستن اوانى ، و ده رطل آب رو شستن را ، و ده رطل وظيفه‌ى كنيزكان . و چون به شكار بيرون شدى از چپ و راست پانصد كنيزك به مجمرهاى زرين اندر عود همىسوختندى ، و هزار مرد فرّاش با مشك پيرامون آب همىريختندى تا بادگرد نينگيزد ، و هزار استر و عمارى نشست مطربان را ، كه جفت‌جفت در عمارى ساخته بودندى ، و از آنچه سواران و شكره بودى ، و ديگر زينتهاى بىنهايت - به جايگاه ، اگر خداى توفيق دهد ، گوييم . و خسرو پرويز را - آنچه هيچ ملوك ديگر را نبود - كوز ابرى بود ، هرچند ازان شراب و اگر آب فروكردندى ، هيچ كم نيامدى . و دستارچه‌ى اذرشست ، و آن از موى سمندر بافته بود ، و زر مشت افشار ، كه بران مهر برنهادى ، و بر سان موم بود . و از گنجها ، چون گنج عروس و گنج باد آورد و گنج گاو و گنج افراسياب و دينار خسروانى - و اين هر يكى را قصّه‌يى هست كه چگونه بوده است و چگونه بدست افتاد . و رامشگر چون سركيس رومى و باربد كه اين همه نواها نهاده است و